ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

103

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد زياد بن ابى سفيان ! به سال فتح مكه در طائف زاده شده است و به سال پنجاه و سوم در حالى كه كارگزار معاويه بر كوفه بود در همان شهر درگذشت . « 1 » عبد الله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب بن هاشم . كنيه‌اش ابو محمد و مادرش هند دختر ابو سفيان بن حرب بن اميه است . عبد الله به روزگار حضرت ختمى مرتبت زاده شده و سخنرانى عمر بن خطاب را در جابيه شنيده است . او از عثمان بن عفان و ابىّ بن كعب و حذيفة بن اليمان و عبد الله بن عباس و از پدر خود حارث حديث شنيده است . عبد الله بن حارث همراه پدر خود به بصره كوچ كرد و براى خود خانه ساخت ، و به هنگام گرفتارى مسعود بن عمرو كه عبيد الله بن زياد از بصره بيرون رفت - گريخت . ميان مردم اختلاف شد و قبيله‌ها و عشيره‌ها را به يارى فرا خواندند . سرانجام تصميم گرفتند عبد الله بن حارث را به سرپرستى درآمدهاى عمومى و پيشنمازى بگمارند . و در اين باره به عبد الله بن زبير نامه نوشتند كه ما به امارت عبد الله بن حارث راضى هستيم و عبد الله بن زبير او را به حكومت بصره گماشت . عبد الله بن حارث به منبر رفت و شروع به بيعت گرفتن از مردم براى عبد الله بن زبير كرد و اين كار چندان طول كشيد كه عبد الله بن حارث را چرت گرفت و در حالى كه خواب و دستش دراز بود همچنان بيعت گرفتن ادامه داشت . سحيم بن وثيل يربوعى اين بيت را سرود : « با كسانى كه بيدار بودند بيعت و وفادارى كرده‌ام و با ببّه « 2 » در حالى كه خواب بود بيعت كردم » . عبد الله بن حارث روزگارى كارگزار عبد الله بن زبير بر بصره بود تا اينكه او را بر كنار

--> ( 1 ) براى آگهى بيشتر دربارهء مرگ زياد و سبب آن به ترجمهء نهاية الارب ، ج 7 ، به قلم اين بنده ، تهران ، امير كبير ، 1364 ش ، ص 7 - 105 مراجعه فرماييد . ( 2 ) واژه ببّه اسم صوت و هم به معنى فربه و سنگين وزن است به لسان العرب ، ج 1 ، ص 222 مراجعه شود كه همين بيت را هم با اندك تغييرى نقل كرده است . « بايعت ايقاظا فأوفيت بيعتى * و ببّة قد بايعته و هو نائم » .